یادش به خیر باد

شریف عزیز ما

آن مهربان برادر و آن باوفا رفیق

آن مظهر عطوفت و اخلاق و مردمی

از خود گذشته مرد

انسان پاک طینت و شایسته درود

سرشار از فضیلت و حقجوئی و صفا

جاوید گشت و در ره حق

جان فدا نمود

با یک جهان امید

دریائی از خلوص و و صمیمیّت و تلاش

ایمان و عشق و دین

شور و نشاط و جهد

از خود گذشته

جان به کف و پایدار و گُرد

دشمن از او به وحشت و ناحق از او به خشم

آخر ....

شهید شد

 در راه دین

پرستش حق

وحدت و خدا

مستضعفین خلق

دینداری و حقیقت و انصاف و عدل و داد

          * * *

 آری

منافقین

آن همرهان سُست عناصر

از راه ماندگان

گم کرده خویشها

در بندهای شهوت و در دام خود اسیر

بیگانگان ز خود

نه پایگاه ز مردم برایشان

نه تکیه ای به خالق و نه اتکا به خلق

خود را فروخته به طاغوت آن زمان

دور از محبّت و بیزار از وفا

کشتند یار مردم و مرد خدای را

دور از دغل مجاهد پاکیزه رای را

آری مجید ما و

               شریف عزیز ما

دلهایمان کباب

چشمانمان پر آب

ای کاش زنده بود

در این صبح زندگی

در این پگاه صلح و مُسلمانی و جهاد

در این طلیعه ای که ستم سوخت

ظلم رفت

 در سرزمین ما همه جا بانگ زندگی است

در شهرها همه جا می رسد به گوش

فریاد پایداری و آزادی بشر

در سایه عدالت و توحید

اسلام جاودان

ای کاش زنده بود

یادش بود گرامی

نامش بود بلند

از ما بر او درود

 از ما بر او سلام

                                         اردیبهشت ۵۸ - کتاب: بهار آزادی - سراینده: دکتر فضل الله صلواتی