تبليغاتX
شهید مهندس سید مجید شریف واقفی

شهید مهندس سید مجید شریف واقفی

"شهادت برترین معراج عشق است"

کنگره بزرگداشت شهید مجید شریف واقفی

به مناسبت سی و ششمین سالگرد شهادت شهید شریف واقفی، در زادگاه اجدادی وی، کنگره ای با حضور خانواده آن شهید، رئیس دانشگاه صنعتی شریف، فرماندار شهرستان نطنز، رئیس دانشگاه پیام نور آن شهر و همچنین استاد یزرگوار آن شهید جناب آقای دکتر صلواتی برگزار گردید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/03/10ساعت 10:2  توسط س.ر.  | 

دکتر فضل الله صلواتی

یادش به خیر باد

شریف عزیز ما

آن مهربان برادر و آن باوفا رفیق

آن مظهر عطوفت و اخلاق و مردمی

از خود گذشته مرد

انسان پاک طینت و شایسته درود

سرشار از فضیلت و حقجوئی و صفا

جاوید گشت و در ره حق

جان فدا نمود

با یک جهان امید

دریائی از خلوص و و صمیمیّت و تلاش

ایمان و عشق و دین

شور و نشاط و جهد

از خود گذشته

جان به کف و پایدار و گُرد

دشمن از او به وحشت و ناحق از او به خشم

آخر ....

شهید شد

 در راه دین

پرستش حق

وحدت و خدا

مستضعفین خلق

دینداری و حقیقت و انصاف و عدل و داد

          * * *

 آری

منافقین

آن همرهان سُست عناصر

از راه ماندگان

گم کرده خویشها

در بندهای شهوت و در دام خود اسیر

بیگانگان ز خود

نه پایگاه ز مردم برایشان

نه تکیه ای به خالق و نه اتکا به خلق

خود را فروخته به طاغوت آن زمان

دور از محبّت و بیزار از وفا

کشتند یار مردم و مرد خدای را

دور از دغل مجاهد پاکیزه رای را

آری مجید ما و

               شریف عزیز ما

دلهایمان کباب

چشمانمان پر آب

ای کاش زنده بود

در این صبح زندگی

در این پگاه صلح و مُسلمانی و جهاد

در این طلیعه ای که ستم سوخت

ظلم رفت

 در سرزمین ما همه جا بانگ زندگی است

در شهرها همه جا می رسد به گوش

فریاد پایداری و آزادی بشر

در سایه عدالت و توحید

اسلام جاودان

ای کاش زنده بود

یادش بود گرامی

نامش بود بلند

از ما بر او درود

 از ما بر او سلام

                                         اردیبهشت ۵۸ - کتاب: بهار آزادی - سراینده: دکتر فضل الله صلواتی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/20ساعت 19:29  توسط س.ر.  | 

ویژه نامه نوروزی روزنامه جوان    
۰۸ فروردین ۱۳۸۹
 

از مجاهدین خلق تا فتنه 88

.

.

.

چه شد که پای محمد عطریانفر به عرصه سیاست باز شد؟

ورود به عرصه سیاست در کشورهای جهان سوم که در حال پوست‌اندازی و تغییر هستند و در قطعه‌ای از تاریخ قرارگرفته‌اند که تحولات مهمی را پشت سر گذرانده و می‌گذرانند، امر غیرقابل اجتنابی است.

من در زمان انقلاب 25 سال داشتم و جهت اطلاع عرض می‌کنم که متولد 28 مرداد 1332 هستم. به هر حال کسانی که در سن و سال ما بودند، در عهد شباب و جوانی خود در آن قطعه تاریخ، به نوعی تحرک سیاسی داشته‌اند.

نسل ماحوادث زیادی را تجربه کرده که مهم‌ترینش برای افرادی مثل ما که واجد یک پایه و ذهنیت مذهبی بودیم حوادث سال 42 بود. قیام امام و نهضت روحانیت بی‌تأثیر در ورود ما به عرصه سیاست نبود. علاوه بر این، زمینه مذهبی خانوادگی و شاید تأثیراتی که نوع تربیت ما داشته در این فرآیند بی‌تأثیر نبود. من براساس تعلقات مذهبی وارد سیاست شدم، هم به اعتبار اینکه از خانواده مذهبی و فرهنگی بودم و هم اینکه در دوران نوجوانی، تمایل ما به فعالیت مذهبی در ادامه به مبارزات سیاسی کشیده شد. البته در آن دوران فعالیت‌ ما بیشتر حول جلسات تفسیر قرآن و با دوستان هم‌مدرسه‌ای وهم سن و سال بود که در شکل‌گیری این فعالیت‌ها نقش مرحوم شهید مجید شریف واقفی بسیار پررنگ‌ و تأثیرگذار بود.

در حقیقت شما یک حلقه فکری مذهبی ـ سیاسی داشتید؟

‌بله، یک جمعی بودیم که تعلق مذهبی داشتیم ودر عین حال عموم دوستان از یک ذهن نسبتاً هوشمند در حوزه بحث و درس برخوردار بودند. یک حلقه‌ای از ارتباطات را در اصفهان داشتیم از جمله با شخصیتی مثل شهید مجید شریف واقفی. البته مجید دو،‌سه سال از ما بزرگ‌تر بود؛ با این حال ما تحت تأثیر روح مذهبی و سیاسی او وارد سیاست شدیم.

در آن ایام گرایش سیاسی شما متأثر از چه گروه‌هایی بود؟

همانطور که گفتم ما یک کانون محوری داشتیم در اصفهان که بیشتر جلسات تفسیر قرآن بود و یا نشست‌هایی که در روز جمعه برگزار می‌شد. عنصر محوری ما شخصی بود به نام آقای حسن گلاب‌بخش که این برادر عزیز فکر می‌کنم الان پزشک است و در تهران مسؤولیتی دارد. بعداز انقلاب مدتی در دانشگاه امام صادق (ع) مدیریت داخلی را بر عهده داشت و با آقای مهدوی کنی کار می‌کرد. یک شخصیت پرنفوذ و جذاب بود و حلقه‌های ارتباطی و پیوندهای دوستان حول محور ایشان شکل می‌گرفتند.از همین طریق هم ما به مرحوم شهید شریف واقفی وصل شدیم.

این فعالیت‌ها که گفتید دقیقاً در چه مقطع تاریخی بود؟

سال‌های 44 و 45.

قبل از تشکیل سازمان مجاهدین خلق؟

نه، سازمان مجاهدین سال 44 شکل گرفت. مجید شریف واقفی هم که از یک خانواده اصیل مذهبی بود در سال 48 وارد دانشگاه صنعتی آریامهر آن وقت شد و به عضویت سازمان درآمد. همین دانشگاه آریامهر بعدها به دانشگاه شریف تغییر عنوان داد. من هم در این تغییر نام که پیش از پیروزی انقلاب رخ داد دخالت داشتم.

به چه نحو دخالت داشتید؟

یادم هست سال 57 که تازه از زندان آزاد شده بودم یکبار به دیدار یکی از انقلابیون تبعیدی‌ در یزد رفتم به نام دکتر فضل‌الله صلواتی که مرحوم شریف واقفی اساساً آموزش دیده ایشان بود. در یزد که به دیدار آقای صلواتی رفتیم در عالم دوستی به ما گفت که این چه نوع رفاقتی است که شما در دانشگاه، شخصیتی مثل شهید شریف واقفی را داشتید و هنوز اسم این منحوس (شاه) روی دانشگاه است؟ این حرف به ما ایده داد و ما در قالب یک شب‌نامه‌ای قبل از پیروزی انقلاب، نام دانشگاه آریامهر را دانشگاه شهید شریف واقفی اعلام کردیم.

از طرف رژیم در برابر این عمل واکنشی نشان داده نشد؟

رژیم نمی‌توانست واکنش خاصی نشان دهد. ما در میان دوستان دانشگاهی، خودمان نام دانشگاه را به دانشگاه شریف تغییر دادیم و این غیررسمی بود و لذا رژیم رسماً نمی‌توانست واکنشی داشته باشد.

البته بعد از انقلاب دوستان همت کردند و این نام را رسمیت بخشیدند. جالب است عنوان کنم که اصولاً شاه دانشگاه شریف را برای این منظور تأسیس کرد که دانشجویان را از فضای انقلابی دور کند. در سال‌های بین 46 تا 51 شاه بهترین دانشگاهی را که داشت، دانشگاه تهران بود. در حوزه مهندسی فنی، دانشکده فنی دانشگاه تهران از همه مهم‌تر بود ولی هر کس آنجا می‌رفت یا انقلابی می‌شد یا گرایش‌های مارکسیستی پیدا می‌کرد.

لذا شاه درصدد برآمد تا دانشگاهی به نام دانشگاه صنعتی آریامهر برپا کند و دانشجویان باهوش را جمع کند و بدون دغدغه از سیاسی شدن آنها از طریق آن، نیاز کشور را تأمین کند. دست بر قضا به دلیل آنکه مذهبی‌ها نوعاً درس‌خوان بودند، اکثریت نیرومندی از بچه‌های مذهبی با هوش، جذب دانشگاه صنعتی شریف شدند و در همانجا هم یک کانون مهم فعالیت سیاسی مذهبی شکل گرفت. من هم بر این اساس تمایل پیدا کردم که به سمت این کانون مبارزه و مذهبی و سیاسی یعنی دانشگاه صنعتی آریامهر که بعد تبدیل شد به شریف،‌ بروم. 

شما چه رشته‌ای می‌خواندید؟

من در سال 51 که وارد دانشگاه شدم رشته مهندسی شیمی گرایش نفت را انتخاب کرده بودم، اما عملاً درسی نخواندم چون در فضای فعالیت‌های سیاسی بودم. عملاً کمتر به درس می‌رسیدم تا سال 54 که بازداشت شدم.

در دانشگاه با چه رویکردی فعالیت سیاسی می‌کردید؟

اهم فعالیت‌های ما مبارزات داخل دانشگاهی بود. برپایی تجمعات و به هم زدن نظم مستقر در دانشگاه و افشاگری علیه رژیم. البته آن موقع که ما وارد دانشگاه شدیم مجید شریف واقفی مخفی بود و در دانشگاه نبود.

در آن مقطع به دلیل تهاجمی که رژیم شاه به گروه‌های مبارز در سال 50، 51 داشت، عملاً ندای مخالف چندانی به گوش نمی‌رسید و تقریباً عمده‌ترین کانون‌های مبارزاتی ضد رژیم، محیط‌های دانشگاهی بود و بالاخص سه دانشگاه عمده: تهران (دانشکده فنی)، پلی‌تکنیک و شریف که اینها پایگاه‌های مبارزاتی بودند و هر کدام برای خود اصالتی داشتند.

.

.

.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1389/02/27ساعت 14:19  توسط س.ر.  | 

 

رضا شکیبایی - لینک شریف نیوز

كتاب «جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی ـ سیاسی ایران» تالیف «رسول جعفریان» یكی از كتاب‌های ارزشمند سال‌های اخیر است كه با در كنار هم قرار دادن اطلاعات پراكنده موجود، مجموعه باارزشی را در دسترس خواننده می‌گذارد.
استقبال از این كتاب باعث شد كه در مدت كوتاهی به چاپ ششم برسد و مولف در هر چاپ بعضا بر اطلاعات كتاب افزوده و در مواردی اشتباهات را اصلاح كرده است.
چاپ‌های مجدد این كتاب باعث شده كه بسیاری از شخصیت‌هایی كه به نوعی از آنان در این كتاب نام برده شده توضیحات و تصحیحات خود را برای مولف ارسال كنند.
در مواردی، در این كتاب رگه‌هایی از قضاوت‌های بدون سند و مدرك نیز دیده می‌شود كه به اعتبار این اثر خدشه وارد می‌كند؛ به عنوان مثال در چاپ ششم این كتاب، جعفریان در فصل مربوط به سازمان مجاهدین خلق ذیل نام «مجید شریف وافقی» ضمن اینكه یادآور می‌شود «اطلاعات موجود درباره وی هنوز كافی و وافی نیست» آورده است: «درباره ضعف اعتقادی او اظهارات زیادی شده است.»
این در حالی است كه مولف که اینجا در مسند مورخ نشسته، ضرورت اظهارنظر تاریخی خود را كه مستند كردن به سند و نقل قول است را فراموش كرده و هیچ مدركی برای اثبات گزاره فوق ارائه نمی‌كند.
جعفریان اینگونه ادامه می‌دهد: «چنین به نظر می‌رسد وی كه تربیت شده ایدئولوژی التقاطی سازمان بود به دلیل اهمیت مبارزه ابتدا جدیتی در اظهار ایمان خود نداشته و حتی در ظاهر خود را منفعل نشان می‌داد. اندكی بعد صمدیه لباف كه تحت مسئولیت او بود و به لحاظ تدین بسیار جدی بود، شریف را وادار كرد تا در این باره با جدیت بیشتر و هماهنگ عمل كنند.»
بی‌دقتی جعفریان حتی هنگامی که مسئولیت سید مجید شریف واقفی را در سازمان بیان می‌کند نیز ديده می‌شود؛ او را مسئول شاخه كارگری سازمان معرفی می‌كند در صورتی كه علاوه بر این، شریف واقفی مسئول امنیتی سازمان و همچنین مسئول «گروه الكترونیك» بود كه با نظارت او سازمان توانست بسیاری از فركانس‌ها و امواج رژیم را كشف و شنود كند.
بررسی اسناد به جا مانده از آن سال‌ها قضاوت ناصحیح جعفریان را در مورد شریف واقفی نشان می‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/02/23ساعت 13:33  توسط س.ر.  | 

ريشه‌يابي پيدايش و تحولات بعدي سازمان مجاهدين خلق

گفت‌وگو با سعيد شاهسوندي / از لطف‌الله ميثمي

چشم انداز ایران -

شماره 48 اسفند 1386 و فروردین ماه 1387

مشاهده بخش نخست

 

 

 

 

 

 

 

مشاهده بخش دوم

چشم انداز ایران -

شماره 51 شهریور و مهر ماه 1387

مشاهده بخش سوم

 

چشم انداز ایران -

شماره 53 دی و بهمن ماه 1387

مشاهده بخش چهارم

 

چشم انداز ایران -

شماره 54 اسفند1387 و فروردین ماه 1388

مشاهده بخش پنجم

 

 چشم انداز ایران -

شماره 5۵ اردیبهشت و خرداد ماه 138۸

مشاهده بخش ششم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/11ساعت 17:43  توسط س.ر.  | 

اصفهان - نوروز ۱۳۴۵.. ....     ببیلیبیبیذذذذببذبیطذ..اتذتاذذ

ردیف نشسته، نفر اول از سمت راست

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 12:55  توسط س.ر.  | 

هتل بنیاد پهلوی - تیرماه ۱۳۴۴

اردوی رامسر در جلوی هتل رامسر 1344- جزو هیئت روزنامه نگاری

 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 11:42  توسط س.ر.  | 

این عکس را در دبستان پرورش سال ۱۳۳۶ بتوسط یکی از معلم های خود بنام بزرگزاد برداشته ایم. 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/09/08ساعت 1:19  توسط س.ر.  | 

تاريخ خبر: چهارشنبه 11 اردیبهشت 1387، 23ربیع الثانی1429، 30آوریل 2008، شماره 24181

گفتگو با د‌كتر علي موسوي گرمارود‌ي
پرحسرت‌ترين شهاد‌ت
عيسي پيشگو
 

.
.
.


از آن سالها چه چيزي را به خاطر مي‌آوريد‌؟

د‌ر تابستان سال 45 من فارغ‌التحصيل شد‌م، ولي چون هنوز د‌انشنامه‌ام را نگرفته بود‌م، هنوز ترد‌د‌ي به د‌انشكد‌ه د‌اشتم. شهيد‌ شريف واقفي (كه د‌انشگاه شريف به اسم ايشان است)، تصميم گرفت د‌ر مقابل جشن تاجگذاري، جشني براي يكي از ائمه بگيرد‌. اتفاقاً تولد‌ حضرت مهد‌ي(عج) مصاد‌ف با اوايل سال تحصيلي بود‌. او با شهيد‌ مطهري د‌ر اين‌باره صحبت كرد‌ و علاوه بر كمك د‌انشجويان، مبلغي را هم از رئيس د‌انشگاه گرفت. د‌ر نتيجه توانست جشن بسيار باشكوهي برگزار كند‌ كه شهيد‌ مطهري د‌ر آن حضور د‌اشت و سخنران بود‌. از د‌م د‌ر جنوبي د‌انشگاه تا سالن اجتماعات كناره‌هاي قرمز پهن كرد‌ه بود‌ند‌ و بيش از 300 د‌انشجو لباس متحد‌الشكل پوشيد‌ه بود‌ند‌ كه روي بازويشان نوشته شد‌ه بود‌: سرويس امام زمان(ع). طبق معمول سخنران شهيد‌ مطهري بود‌.‏

شريف واقفي به استاد‌ مطهري گفته بود‌: «چون يكي از اساتيد‌ د‌انشكد‌ة اد‌بيات آمد‌ه و براي جشن تاجگذاري قصيد‌ه گفته است، من شاعري مي‌خواهم كه د‌ر جشن حضرت صاحب قصيد‌ه بگويد‌!»‏

استاد‌ مرا معرفي كرد‌ند‌ كه: «فلاني هست و شعر نو مي‌گويد‌.» من آن زمان بيشتر به شاعر نوپرد‌از مشهور بود‌م. شعرهايي مثل خاستگاه نور و شعر مرحوم تختي، همگي نو و نيمايي بود‌. شريف واقفي گفته بود‌: شاعري مي‌خواهم كه قصيد‌ه بسرايد‌! استاد‌ گفته بود‌: «قصيد‌ه هم مي‌تواند‌ بسرايد‌. شما اگر از قول من بگوييد‌، قبول مي‌كند‌.» و تلفن مرا د‌اد‌ه بود‌ و ايشان به من زنگ زد‌ و قول گرفت و بحمد‌الله شعر معروف «خورشيد‌ پنهان» را گفتم كه مطلعش اين است:‏

رخشند‌ه خند‌ة سحر از شرق شد‌ پد‌يد‌

رنگ سياه شب ز رخ آسمان پريد‌

من د‌ر آن زمان بسيار جوان بود‌م، ولي چهره‌ام جوان ترنشان مي‌د‌اد‌.

شريف واقفي به عمد‌ آن استاد‌ اد‌بيات را هم د‌عوت كرد‌. وقتي اين شعر را خواند‌م و پايين آمد‌م، آن شخص كه د‌ر رد‌يف جلو هم نشسته بود‌، نيم‌خيز شد‌ و تواضعي ابراز نمود‌ و گفت: «احسنت، احسنت. قصيد‌ة تو ياد‌آور قصايد‌ فرخي و سيستاني و منوچهري بود‌، بسيار پخته و پخته.» گفتم: استاد‌ اجازه بد‌هيد‌ ياد‌آور شعر ناصرخسرو علوي قباد‌ياني باشد‌ كه مي‌گويد‌:‏

من آنم كه د‌ر پاي خوكان نريزم

مرين گوهري لفظ د‌رّ د‌ري را

صورت آن شخص قرمز شد‌ و متوجه شد‌ كه چه مي‌گويم!

.
.
.

متن کامل گفتگو

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/27ساعت 2:23  توسط س.ر.  | 

 

۱۳۲۵            

تولد مرتضی صمدیه لباف
مهر ۱۳۲۷ تولد مجید شریف واقفی
۱۳۳۲/۳/۶ تولد لیلا زمردیان
۱۳۳۵ – ۱۳۳۴ تحصیلات کلاس دوم ابتدایی مجید شریف واقفی

۱۳۳۶ – ۱۳۳۵   

تحصیلات کلاس سوم ابتدایی مجید شریف واقفی

۱۳۳۷ – ۱۳۳۶

تحصیلات کلاس چهارم ابتدایی مجید شریف واقفی
۱۳۳۸ – ۱۳۳۷ تحصیلات کلاس پنجم ابتدایی مجید شریف واقفی

۱۳۳۹ – ۱۳۳۸

تحصیلات کلاس ششم ابتدایی مجید شریف واقفی
خرداد ۱۳۳۹ گواهینامه ی تحصیلات (پایان) ابتدایی مجید شریف واقفی
۱۳۴۰ – ۱۳۳۹ تحصیلات دوره ی اول متوسطه (دبیرستان صائب اصفهان)

۱۳۴۱ – ۱۳۴۰

تحصیلات دوره ی دوم متوسطه
۱۳۴۲ – ۱۳۴۱ تحصیلات دوره ی سوم متوسطه
۱۳۴۲/۳/۱۵ شرکت در صف کفن پوشان قیام ۱۵ خرداد در قم
۱۳۴۳ – ۱۳۴۲ کارنامه ی تحصیلی دوره ی دوم متوسطه شعبه ریاضی دبیرستان صائب
۱۳۴۵ – ۱۳۴۴ کارنامه ی کلاس ششم متوسطه شعبه ریاضی

۱۳۴۴

تشکیل سازمان مجاهدین خلق
۱۳۴۵/۵/۹ اخذ رتبه ی سوم در رشته اطلاعات عمومی در اردوی رامسر (مسابقات قهرمانی هنری آموزشگاه های کشور) 
۱۳۴۵/۶ پذیرش شریف واقفی در رشته ی برق دانشگاه صنعتی (آریامهر) تهران
۱۳۴۶/۶/۴  تبریک اسدالله علم وزیر دربار شاهنشاهی بعنوان ممتاز شدن شریف واقفی در دانشگاه

۱۳۴۷/۶/۲۹

تبریک معاون وزارت دربار شاهنشاهی محمد باهری بعنوان شریف واقفی دانشجوی ممتاز سال دوم رشته برق
۱۳۴۷ پیوستن مجید شریف واقفی به سازمان مجاهدین خلق
تیر ۱۳۴۷ بستری شدن پدر شریف واقفی در بیمارستان خورشید اصفهان و تیر خوردن وی از سوی مأموران ساواک
۱۳۴۸ عضویت محمد تقی شهرام در سازمان مجاهدین خلق
۱۳۴۹–۱۳۴۸ شرکت شریف واقفی در اعتصاب شرکت واحد به دست گروه ال عال
۱۳۴۹/۴ اتمام تحصیلات دانشگاهی مجید شریف واقفی
۱۳۵۰ خدمات شریف واقفی در اداره برق منطقه فارابی تهران
۱۳۵۰ پیوستن صمدیه لباف به مجاهدین خلق

شهریور ۱۳۵۰

ضربه سال ۱۳۵۰ (تازیانه ی تکامل) از سوی ساواک بر مجاهدین
۱۳۵۰ دستگیری تقی شهرام
شهریور ۱۳۵۰ آغاز زندگی مخفی شریف واقفی
۱۳۵۱ آغاز زندگی مخفی صمدیه لباف
۱۳۵۱ انتقال تقی شهرام به زندان ساری
۱۳۵۱–۱۳۵۰ شرکت شریف واقفی در عملیات های انفجاری سازمان مجاهدین
۱۳۵۱ شرکت در ترور ژنرال پرایس آمریکایی
۱۳۵۱ شرکت در ترور دو مستشار آمریکایی

۱۳۵۱

دستگیری شریف واقفی توسط مأموران حکومتی (بعلت خبرچینی فردی) و فرار او
۱۳۵۱ ملاقات اتفاقی شریف واقفی و خواهرانش در یکی از خیابان های شهدای اصفهان
۱۳۵۲ فرار تقی شهرام از زندان ساری و صعود او به شاخه ی سیاسی
شهریور ۱۳۵۲ صعود شریف واقفی به سرشاخه کارگری سازمان مجاهدین
خرداد ۱۳۵۲ گردهمائی اعضای سازمان مجاهدین خلق در کرج
۱۳۵۲ آغاز تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق
۱۳۵۲ شرکت صمدیه لباف در ترور سرتیپ زندی پور
۱۳۵۲ کشف خانه ی تیمی کریم رستگار و شکنجه ی صمدیه لباف از سوی
۱۳۵۲ ازدواج درون سازمانی شریف واقفی و لیلا زمردیان

۱۳۵۳/۲

صدور اطلاعیه سیاسی نظامی شماره 22 مجاهدین درباره ی ترور دو مستشار آمریکایی و حذف آیه ی قرآن از آرم مجاهدین
۱۳۵۳ مسئولیت شریف واقفی در کارشناسی تیم های سازمان مجاهدین (در جریان تغییر ایدئولوژی)
۱۳۵۳/۵/۱ نامه شریف واقفی به خانواده اش و ضبط آن بدست ساواک
۱۳۵۳/۹ انتشار نشریه ی "پرچم مبارزه ایدئولوژیک را برافراشته ایم" و مخالفت شریف واقفی با آن
تابستان ۱۳۵۳ انحلال شاخه ی کارگری سازمان مجاهدین تحت (مسئولیت شریف واقفی)
پاییز ۱۳۵۳ فرستاده شدن شریف واقفی به کارگری کارخانه ها جهت اصلاحی
زمستان ۱۳۵۳ صدور اعلامیه شماره 2 سازمان مجاهدین و حذف آیه "فضل الله المجاهدین ..." از آرم سازمان
آذر ۱۳۵۳ ایجاد تشکیلات مخفی (شاخه ی مذهبی) مجاهدین توسط شریف واقفی، صمدیه لباف، فرهاد صبا و ...
۱۳۵۴ انتشار بیانیه ی سازمان مجاهدین در تصفیه ی ۵۰% از اعضای سازمان و معرفی کردن شریف واقفی به عنوان خائن شماره ۱ و صمدیه لباف به عنوان خائن شماره ۲ و تصفیه آنها از سازمان

۱۳۵۴/۲/۱۶

ترور شریف واقفی
۱۳۵۴/۲/۱۶ ترور نافرجام صمدیه و دستگیری او توسط ساواک
۱۳۵۴/۴ کشف شهادت شریف واقفی توسط ساواک
۱۳۵۴/۲/۱۶ دستگیری محسن خاموشی و وحید افراخته از عوامل ترور صمدیه لباف توسط ساواک
۱۳۵۴/۱۰/۴ اعلام صمدیه لباف، ساسان صمیمی، عبدالرضا منیری جاوید از سوی ساواک، خودکشی لیلا زمردیان با سیانور
۱۳۵۸/۲/۱۶ برگزاری مراسم سالگرد (ششمین) شریف واقفی از سوی سازمان مجاهدین خلق
۱۳۵۸/۳/۲۰ درخواست خانواده ی شریف واقفی از ریاست دادسرای انقلاب اسلامی زندان قصر درباره ی بازجویی از آرش و تهرانی شکنجه گران ساواک درباره ی نحوه ی قتل شریف واقفی و بقایای پیکر او ...
۱۳۵۸ دستگیری تقی شهرام
۱۳۵۹ محاکمات تقی شهرام
۱۳۵۹/۵/۲ ووووووووووو اعدام تقی شهرام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 2:19  توسط س.ر.  |